شهادت امام حسن عسکری

حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 هجری در سامراء به شهادت رسید. درباره روز شهادت امام بین مورخین اختلاف است. برخی روز هشتم ربیع الاول و برخی روز اول این ماه را روز شهادت او می‌دانند.
از سوی دیگر برخی می‌گویند امام در روز جمعه در 28 سالگی به شهادت رسیده و برخی معتقدند در روز چهار شنبه 8 ربیع الاول در 29 سالگی.
بنا به این روایت، امام حسن عسگری، بعد از پدرش، امام هادی علیه السلام، پنج سال و هشت ماه و سیزده روز عمر کرده است.

منابع: بحار الانوار، ج 50، ص 236، ح 5 و ج 102 ص 79

امام حسن عسکری

ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود

خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند

——————————————————————–

امروز عسکری به جهان دیده بسته است

قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است


——————————————————————–

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

امشب که زمین و آسمان می گرید / از ماتم عسکری جهان می گرید

جا دارد اگر شیعه خون گریه کند / چون مهدی صاحب الزمان می گرید

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد. .

امام حسن عسکری

نامش حسن، کنیه وی ابومحمّد و القابش صامت، زکی، خالص، نقی، هادی، رفیق است او در بین شیعیانش به ابن الرضا (امام هشتم شیعیان) معروف بود. وی همانند پدرش لقب عسکری داشت و این لقب از عسکر سامرا گرفته شده‌است.

او با چند خلیفه عباسی هم عصر بود:

  1. المعتزّ بالله (معتز عباسی) (۲۵۲- ۲۵۵)
  2. المهتدی بالله (مهتدی عباسی) (۲۵۵- ۲۵۶)
  3. المعتمد بالله (معتمد عباسی) (۲۵۶- ۲۷۹)

امامت حسن عسکری از سال ۲۵۴ آغاز شد و تا سال ۲۶۰ ادامه یافت (۶ سال).

پیامبر

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نرويد باعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست

در نظر قدر با كمال محمد

وعده ديدار هر كسى بقيامت

ليلة الاسرا شب وصال محمد

آدم ونوح و خليل و موسى عيسى

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه دنيا مجال همت او نيست

روز قيامت مگر مجال محمد

شمس و قمر در زمين حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

وان همه پيرايه بست جنت فردوس

بو، كه قبولش كند بلال محمد

شايد اگر آفتاب و ماه نتابد

پيش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا تا بخواب ديد جمالش

خواب نمى گيرد از خيال محمد

«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد بس است و آل محمد

دوران کودکی پیامبر

ازآنجاييكه دوران كودكى، دوران شكل گيرى شخصيت، منش و خصوصيات اخلاقى و رفتارى هر فردى اسات،لذا كودك در اين دوران نياز به مراقبت ويژه و تربينت صحيح و سالم دارد.

انبياء الهى نيز از اين امر مستثنى نبوده و از آن جايى كه اينان، بالاخص حضرت رسول اكرم(ص) در دستگاه خلقت براى اهداف بلندى خلقت يافته و قدم به عرصه وجود نهاده بودند، لذا تحت تربيت و مراقبت خاص الهى قرار داشته و توسط ملايكه و فرشتگان الهى مراقبت مى شدند. به اين حقيقت در رواياتى تاكيد شده است. امام محمد باقر(ع) در تفسير آيه شريفه «الا من ارتضى من رسول فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا» فرموده اند:

ادامه نوشته

میلاد پیامبر

سرانجام پس از قرنها، انتظار عالم خلقت به سر آمد و بزرگ هدايتگر انسانها پا به عرصه و جود نهاد. برترين مخلوق خدا ظاهر شد، باران «رحمة للعالمين» باريدن گرفت، چشمه رافت و هدايت فيضان كرد و نور محمدى عالم ملك و ملكوت را منور نمود. در شهرى كه شرافتش را از و لادت او دريافت كرد، چشم به جهان گشود
ادامه نوشته

smsمیلاد پیامبر و امام صادق(ع)

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)بر شما تبریک وتهنیت باد٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (ص) مبارک


تاریخ نگار ربیع

۱-۱ربیع سالروز هجرت پیامبر به مدینه

۲- ۸ربیع: شهادت امام حسن عسکری(ع)

۳- ۹ربیع آغاز امامت امام زمان (عج)

۴- ۱۲ربیع: میلاد حضرت رسول به روایت اهل سنت و آغاز هفته وحدت

۵- ۱۷ ربیع میلاد پیامبر به روایت اهل تشیعو و میلاد امام صادق(ع)  و روز اخلاق و مهرورزی


رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب

فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب

مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین

چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب . . .

توصیف خانه علی(ع)

عبدالله بن عجلان سكونى گويد:
از حضرت باقر(عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود: خانه على و فاطمه از حجرات رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) است و سقف خانه شان عرش پروردگار جهانيان مى باشد و از درون خانه آنان پنجره اى گشاده به سوى عرش است كه معراج وحى مى باشد و فرشتگان صبح و شب و در هر ساعت و هر لحظه بر آنان وحى نازل مى كنند. ورود و خروج گروههاى فرشتگان از آنان نمى گسلد، گروهى فرود مى آيند و گروهى بالا مى روند

شعر روانشناسی

در ابتدا این مطلب واسه یک وبلاگ مذهبی جور در نمیاد اما چون خودم دانشجوی روانشناسی هستم فکر کردم جالب باشه تو وبلاگ بگذارم.

شخصيتم دوسوگرا ، وابسته – آزادم

از يك طرف ناراحت و از يك طرف شادم

وقتي كه من ناراحتم ، واپس روي _ برگشت

با يك دفاع ، آشفته وار در بستر افتادم

دور سرم انواعي از درمانگران هستند

پچ پچ كنان : افسرده _ شيدا يا كه معتادم

انسان گرا : درمان اول همدلي بايد

جامع نگر : من راي بر درمانگري در خانه اش دادم

تحليل گر آهسته آهسته نگاهي كرد :

من پيرو تداعي آزاد آزادم

درمان پزشك يك مرد چاق آهسته پيش آمد

درمان فقط دارو كه من مسئول امدادم

هي داد و هي بيداد ، دعوا ، كشمكش ، تخريب

من روي تخت دور از همه اذهان و از يادم

با اين همه درماندگي  آهسته مي گويم :

آقا ، برادر ، جان من " من آدمي زادم"

فاطمه(س)امانت در دست تو

شبى كه صديقه طاهره ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را به جانب منزل على (عليه السلام) مى بردند، رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در پيش روى و جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حركت مى كردند و خداى بزرگ را تسبيح و تقديس مى نمودند.
رسول گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضرت على (عليه السلام) را فرا خواند و فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را نيز فرمان داد تا پيش او برود. آن گاه دست فاطمه (سلام الله عليها) را گرفت و در دست على (عليه السلام) نهاد و فرمود:
خدا دختر رسولش را بر تو مبارك فرمايد. اى على ! اين فاطمه امانت من نزد توست . اى على ! اين فاطمه بهترين همسرى است كه مى توانستى انتخاب كنى .
و اى فاطمه ! اين على برترين شوهرى است كه امكان داشت نصيب تو گردد.
پروردگارا! نيكى هاى خود را در آن دو، و بر آن دو، براى آن دو، در دو فرزندشان قرار بده .
پروردگارا! اين دو محبوب ترين مخلوق تو در نزد من مى باشند، پس ‍ خدايا آن دو را دوست بدار و از سوى خود بر آنان نگهبانى بگمار و من آن دو را به تو مى سپارم و فرزندان آنان را نيز از شر شيطان رانده شده در پناه تو قرار مى دهم

داستان

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد، دعا كنيد كه خدا مرا به بهشت برد. فرمودند: من دعا مى كنم ، اما تو مرا با اين امر كمك كن كه دعاى من مستجاب شود، و آن زياد سجده كردن و سجده هاى طولانى كردن است

چند حدیث از پیامبر

1- آية المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان
نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .

2- لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید

3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است

اربعین

دو ستان با من وناله فریاد کنید

آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید

اربعین آمده تا از شهدا یادکنید

گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید

"اربعین حسنی تسلیت باد"

 

 

اربعین

کاروان می آید از شهر دمشق

     برسرِ خاکِ شهِ سلطان عشق

 کاروان با خود رباب آورده است

  بهر اصغر شیر وآب آورده است

 کاروان آمد ولی اکبرنداشت

   ام لیلا شبه پیغمبر نداشت

 کاروان آمد ولی شاهی نبود

   بربنی هاشم دگر ماهی نبود ...

اربعین حسینی برساحت مقدس آقا اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه ) وشیعیانشان تسلیت باد.

بازگویی سخنان پیامبر

حسين (ع)در دوران كودكى پاى منبر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى نشست و هر آنچه را كه پيامبر مى فرمود، حفظ كرده ، در خانه به مادرش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) باز مى گفت . روزى مادرش براى حسين صندلى آورد و او را بر آن نشاند و فرمود: خوب پسر جان ! حالا مثل پدر موعظه كن .
او هم آنچه را رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مسجد فرموده بود، با لحن و حالت بازگو كرد.
فاطمه (سلام الله عليها) روزى شيرين زبانى حسين (عليه السلام) را براى پدر تعريف كرد و پيامبر را علاقه مند ساخت تا صداى حسين (عليه السلام ) را كه مانند پدر بزرگ سخن مى گويد، بشنود. پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: فكر مى كنم با ديدن من خجالت بكشيد. قرار شد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در جايى مخفى شود و آن وقت از حسين بخواهند، مثل بابا سخن بگويد و موعظه كند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را پشت پرده پنهان كردند و حسين شروع به سخنرانى كرد.
اما بر خلاف هميشه دچار لكنت زبان شد، او كه متوجه تعجب مادر شده بود، گفت : ((مادر! تعجب نكن كه زبانم خوب نمى چرخد، علتش اين است كه در پشت پرده شخصى پنهان شده است كه اگر تمام سخنوران عالم جمع شوند، در پيش او زبانشان بند مى آيد.))
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) با شنيدن اين سخن از پس پرده بيرون آمد و حسين (عليه السلام) را در آغوش كشيد و دستش را زير چانه اش ‍ برد و سه مرتبه برلبان فرزند شيرين زبانش بوسه زد و فرمود: بابا به قربان شيرين زبانى ات برود

درخواست ارث برای فرزندان

هنگامى كه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) حسنين (عليه السلام) را خدمت رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) آورد و عرض كرد: هذان ابناك فورثهما شيئا؛ اين دو پسران تويند، آن دو را چيزى از خود ارث بده )).
فرمود: اما الحسن فله هيبتى و سوددى و اما الحسين فان له جراءتى و جودى ؛ اما براى حسن ، هيبت و سيادت من باشد و اما براى حسين ، جراءت (شجاعت ) و جود من باشد)).
عرض كرد: راضى شدم .
و از اين رو حسن حليم و باحشمت بود و حسين جواد و شجاع بود

گرسنگی حسنین

سلمان فارسى مى گويد:
فاطمه (سلام الله عليها) گفت : اى رسول خدا! حسن و حسين گرسنه هستند.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن دو فرمود: اى حبيبان من ! چه مى خواهيد؟
گفتند: ميل به غذا داريم .
حضرت فرمود: خدايا! به اينها غذا بخوران .
سلمان مى گويد: ديدم كه در دست پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) ((بهى )) شبيه سبو مى باشد كه از شير سفيدتر است . آن را با انگشت ابهامش ماليد و دو نيم نمود و نصفش را به حسن و نيم ديگرش را به حسين داد. من همچنان نظاره مى كردم كه به خوردن آن ((به )) ميل پيدا نمودم .
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اين غذاى بهشت است و غير ما كسى از آن نمى خورد مگر اين كه از حساب نجات پيدا كند و تو نيز بر طريق نيكى هستى

بازخواني بیانات مقام معظم رهبری درباره حماسه 9 دی

مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى‌‌‌بيند. اين كارها كارهائى نيست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.

رهبر حیکم انقلاب ادامه دادند: اينكه من عرض ميكنم روز نُه دى در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ ميترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را ميكشند جلو، بمباران تبليغاتى ميكنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگرى است. دشمن حقيقى آنها ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها ايمان و بصيرت ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها همين غيرت دينى جوانهاست كه ميجوشد. يك وقتى هم دندان روى جگر ميگذارند، صبر هم ميكنند، بايد هم بكنند؛ اما يك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آيند توى صحنه.

كار نهم دى ماهِ امسال هم همين جور بود. شناختن موقعيت، فهميدن نياز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نياز؛ اين اساس كار است كه مؤمن بايد اين را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن كارى را كه بايد انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبليغات اين خصوصيت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ى اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف كه قله‌هائى را در تاريخ ما به وجود آورد. يكى از اين قله‌هاى فراموش نشدنى، همين نهم دى امسال بود.

توجه به فرزندان

روايت شده است كه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و در حالى كه گريه مى كرد، گفت : حسن و حسين از خانه خارج شده اند و نمى دانم به كجا رفته اند؟
حضرت فرمود: مطمئن باش كه آنها در پناه خدا هستند.
در اين هنگام جبرئيل شتابان آمد و گفت : آنها در باغ بنى نجار، در كنار هم خوابيده اند و خداوند فرشته اى را فرستاده كه يك بالش را زير آنها و يك بالش را روى آنها گسترده است .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) با اصحابشان بيرون آمدند و آن دو را همان جا ديدند، در حالى كه مارى دور آنها حلقه زده بود. حضرت آنها را بر دوش خود گرفت .
اصحاب گفتند: بگذار ما آنها را بياوريم .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چه خوب مركوب است مركوب آنها! و چه سواران خوبى ! و پدرشان بهتر از آنهاست

تلاش برای  بیعت با امام علی(ع)

ابن قتيبه از نويسندگان و مورخين اهل سنت در كتاب ((الامامة و السياسة )) (ج 1، ص 12) مى نويسد:
على بن ابى طالب (عليه السلام) شبها كه مى شد، فاطمه (سلام الله عليها) را بر مركبى سوار مى كرد و به مجالس انصار مدينه مى برد و فاطمه (سلام الله عليها) را به يارى شوهر خود مى خواند و از آنها كمك خواهى مى نمود، ولى آنان در پاسخ فاطمه (سلام الله عليها) مى گفتند: اى دختر رسول خدا! بيعت ما با اين مرد(يعنى ابوبكر) پايان پذيرفته ، و اگر شوهر و پسر عم تو پيش از ابوبكر به نزد ما آمده بود، ما كسى را بر او ترجيح نمى داديم و با او بيعت مى كرديم !
على بن ابى طالب (عليه السلام) كه اين گفتار را مى شنيد، به آنها مى فرمود: آيا جايز بود كه من جنازه پيغمبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) را در خانه اش روى زمين گذارده و دفن نكنم و براى منازعه بر سر خلافت بيرون آيم ؟ (و آيا چنين انتظارى از من داشتيد)؟
سخن كه به اين جا مى رسيد، فاطمه (سلام الله عليها) مى گفت : ابوالحسن كارى را كه شايسته بود انجام داد و آنها نيز كارى كردند كه مورد بازخواست خداى تعالى قرار خواهند گرفت

خستگی

روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد خانه على (عليه السلام) گرديد. ملاحظه نمود كه آن حضرت به همراه فاطمه (سلام الله عليها) مشغول آسيا كردن مى باشند، پرسيد: كدام يك از شما بيشتر خسته مى باشيد؟
على (عليه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا! فاطمه خسته تر است .
به فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: بلند شو دخترم !
فاطمه (سلام الله عليها) حركت كرد و حضرت جاى او نشسته ، با على (عليه السلام) مشغول به آرد كردن دانه ها شد

تهدید به نفرین

ابو جعفر طوسى در ((اختيار الرجال )) از امام صادق (عليه السلام) به نقل از سلمان فارسى (ره ) روايت مى كند كه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در مورد كسانى كه به حقوق شوهر و پسر عمش ‍ على (عليه السلام ) تجاوز كرده بودند، چنين فرمود:
خلوا عن ابن عمى ! فو الذى بعث محمدا بالحق لئن لم تخلوا عنه لانشرن شعرى و لاضعن قميص رسول الله على راءسى و لاصرخن الى الله تبارك و تعالى فماناقة صالح باكرم على الله منى و لا الفصيل باكرم على الله من ولدى ؛
رها كنيد پسر عموى مرا! سوگند به آن خدايى كه محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ) را به حق برانگيخت ، اگر از وى دست برنداريد، گيسوان خود را پريشان كرده و پيراهن رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) را بر سر افكنده و در برابر خدا فرياد خواهم زد. يقين بدانيد كه ناقه صالح ، در نزد خدا از من گرامى تر نبود، و بچه آن ناقه نيز از فرزندان من قدر و قيمتش ‍ زيادتر نبود